درد دوریت
باز از تو، برای تو می نویسم
تو که هر جا روم، به تو می رسم
توکه ساده ای اما، هیچ گاه تو را نشناسم
تو که آزادی از بند،اسیرتم من در قفسم
تو که زیبا ترین خواسته ام
باشد بار دیگر دستهایت ببوسم
تو که هستی آرامش درونی ام
چرا در کنارت بیهوش و بی هوسم؟
تو که هستی تمام هستی ام
من که بی تو تنها و بی کسم
باز دوباره دوری چه کنم از دوریت
باز امشب هم بغض گرفته راه نفسم
شعر گفته شده دراواخر اسفند ۸۵
تو دیشب گریه هامو خنده کردی
منه ناامید رو، امید وار به آینده کردی
تو دیشب زندگیمو زیر و رو کردی
هر چی تو دلم بود جارو کردی
تو دیشب خیلی بهم کمک کردی
به قول خودت کمی منو هک کردی
تو دیشب منو شرمنده کردی
خودت خوندی و منو خواننده کردی
تو دیشب خودت و واسم لوس کردی
یه لحظه فکر کردم منو بوس کردی
تو دیشب واسم اززندگی صحبت کردی
تو خیلی بهم محبت کردی
تو دیشب حرفام رو باور کردی
تو بهونهء عشق رو ماه آذر کردی
تو دیشب منو امیدوار کردی
نکنه تو بودی منو از خواب بیدار کردی
توبا این کارات منو عاشق کردی
منو نیازمند بوی گل شقایق کردی
می دونی اونایی که عاشقن طاقت دارن
به این بی وفایی های روزگار عادت دارن
برای گذشت بی تفاوت زمان ساعت دارن
بعضی وقتا از خدای خود شکایت دارن
می دونی اونایی که عاشقن صبر دارن
حتّی روزای آفتابیشون ابر دارن
تو درسای عاشقیشون جبر دارن
تو جنگل رویاهاشون ببر دارن
می دونی اونایی که عاشقن خواب ندارن
واسه عکسهاشون قاب ندارن
تو همۀی فداکاریاشون صواب ندارن
واسه این همه انتظار یه بار جواب ندارن
فقط خدا
ای تو تکرار دل من،ای همه ناباورمن
تو که در دلم نشستی،ای تو ایمان آورمن
ای همه امید آخر،ای توازتنها تنهاتر
توکه عشق را آفریدی،ای توعشق هر دلاور
ای همه مهرومحبت،ای تو آرزوی صحبت
توکه دادی به من جان،ولی بی اجروبی منت
ای همه آرزوی من،ای تولطفت شد سوی من
توکه مستی کردی ممنوع،ای تو هوای وهوی من
ای همه چشم انتظارم،ای توبی تو جون ندارم
تو که دمیدی به روحم،ای تو آفریدگـــــــــــارم
ای همه حس وخونم،ای توآگاهی به درونم
حس من چیزی نبود جز،این شعر رو برات بخونم
چشای خستۀی من هر شب رو به آسمونه
یاد تو پاک نمی شه همیشه تو ذهنم می مونه
شب هام همش فصل خزونه بازم خیس چشام مثل بارونه
از یکی پرسیدم این چه حسیه گفت جنونه
بوی تو خوشتر از بوی ریحونه
هر وقت می خوره به مشامم باز می شم مست ودیوونه
نماد ماه عشقمون تیر با کمونه
تو فالها این هست نشونه
بعضی ها میگن اینا هست بهونه
خیلی دوستت دارم اینو فقط خدا می دونه
دنیا و زیبا یی هاش بدون تو برام زندونه
چرا حاجتم نمیده چشام از انتظار خونه
درسته که چهرم جوونه
پیر شد دلم از دست این زمونه
از اینکه دیر اپ کردم عذر می خوام نظر بدین ممنون
دوباره دیدنت
باز تو دلم از دوری تو غوغایی است
بر سر نبودنت باز اینجا دعوایی است
از غم نبودنت باز دلم خونی شده
باز امروز دلم عاشورایی است
باز هم نیستی کنار من
چیزی که نزدیک من است تنهایی است
باز به یاد می آورم خاطره ها را
تنها حس قشنگ عشق حس آشنایی است
این روزا همش سرد و بی تفاوته
ولی شباش همه رویایی است
گر چه تو را دیروز دیدار کردم
باز امروز دلم هوایی است
این دردم ندارد هیچ علاجی
دوباره دیدنت برایم دوایی است
از سکوت دوری تو خسته شدم
گوشم منتظر شنیدن نوایی است
منتظر نظرتون هستم خواهش می کنم یه سر بزنید بی نظر نرید![]()
دیشب سحر گناه کردم
به صحت آن،اشتباه کردم
دل سفید خود را دوش
به دست خود سیاه کردم
چشم هایم راپوشاندم از آن
من دوباره معصیت کردم ونگاه کردم
برای ترک آن فاصله را زیاد کردم
ولی با دیدن دوباره اش فاصله را کوتاه کردم
در تیرگی سحر دوش
شیطان رو با خود به خلوتگاهم همراه کردم
تا به خود دیدم چه کردم
از شرم به سیاهی نگاه کردم
دوش به عقل خود تکیه نکردم
پس آنچه خطا بود در این راه کردم
گوش ده مرا چه کردم
پس حال تو را از این خطا آگاه کردم
من بعد آن امید به لطف حق کردم
رفتم و توبه به درگاه کردم
عشق علت یک نگاه است
طعم شیرین زیباترین گناه است
عشق خواستنی بی انتها است
خواستنی بی دلیل و اشتباه است
عشق رفتن هوش از سر است
هر که هوش دارد خر است
عشق علت بودن محبت است
مثل نوشیدن ناب ترین شربت است
عشق قانونش نرسیدن است
معشوقه را در حسرت بوسیدن ست
عشق را هیچ کس نتوان معنا کرد
بودنش در زندگی،زندگی را زیبا کرد
امید وارم از شعرام خوشتون بیاد
بذار بگم برای تو،با تو دلم بی غمه
دیگه مردن من هم برات کمه
می خوام بگم از عشقت به همه
اما تو می گی : (کی می گه این مرهمه)
عزیزم بدون دوستت دارم یه عالمه
خودت می دونی حامدت تو ماتمه
تو ماتمه اینم که رسیدن به تو برام مبهمه
تو این دنیایی که همه چی درهمه
ولی اراده من خیلی محکمه
هر کار کنی جات همیشه تو قلبمه
عشق یعنی تو روخواستن
یعنی از غرور خود کاستن
یعنی یک بار دل بستن
یعنی دل دیگری رو شکستن
یعنی در آبادِ تو خراب شدن
یعنی شبها بی خواب شدن
عشق یعنی تنها ماندن
همه را به جز تو از خود راندن
یعنی فقط برای تو خواندن
سعی کردن تا خود را در دل ِتو جای دادن
عشق یعنی سختی کشیدن
یعنی یه عمر بدون تو بدبختی کشیدن
بی عشق بیهوده نفس کشیدن
عشق یعنی زیباترین گل زندگی رو چیدن
عشق یعنی بی گناه مجرم بودن
یعنی برای تو مهم نبودن
یعنی در حسرت خنده ای بودن
یعنی یه عمر بندۀی بنده ای بودن
یعنی دوباره به دنیا آمدن
یعنی با تو به رویا آمدن
عشق یعنی تو را بو کردن
یعنی برای تو آرزو کردن
یعنی برای تو هر کاری کردن
یعنی باچشمانی بسته،تو را دیدار کردن
یعنی یه کلام
دوستت دارم خیلی زیاد،نشو بی مرام
عشق همش خواب و خیاله
حاصلش همفقط درد و ناله
عشق یعنی شبای پر ستاره
یعنی این دل که همش سر ِ کاره
یعنی یه دنیا خاطره
من ندارم خوش به حال اونی که داره
عشق یعنی انتظار روز وصالت روی تقویم
یعنی این شعر را به تو تقدیم